-
فصل 6
شنبه 15 آبان 1400 13:55
1 و دیدم چون برّه یکی از آن هفت مهر را گشود؛ و شنیدم یکی از آن چهار حیوان به صدایی مثل رعد میگوید، بیا [و ببین]! 2 و دیدم که ناگاه اسبی سفید که سوارش کمانی دارد و تاجی بدو داده شد و بیرون آمد، غلبهکننده و تا غلبه نماید. 3 و چون مهر دوّم را گشود، حیوان دوّم را شنیدم که میگوید، بیا [و ببین]! 4 و اسبی دیگر، آتشگون...
-
فصل 5
شنبه 15 آبان 1400 13:54
1 و دیدم بر دست راست تختنشین، کتابی را که مکتوب است از درون و بیرون، و مختوم به هفت مُهر. 2 و فرشتهای قوی را دیدم که به آواز بلند ندا میکند که کیست مستحّقِ اینکه کتاب را بگشاید و مُهرهایش را بردارد؟ 3 و هیچکس در آسمان و در زمین و در زیرزمین نتوانست آن کتاب را باز کند یا بر آن نظر کند. 4 و من به شدّت میگریستم زیرا...
-
فصل 4
شنبه 15 آبان 1400 13:53
1 بعد از این دیدم که ناگاه دروازهای در آسمان باز شده است و آن آواز اوّل را که شنیده بودم که چون کرّنا با من سخن میگفت، دیگرباره میگوید، به اینجا صعود نما تا اموری را که بعد از این باید واقع شود به تو بنمایم. 2 فیالفور در روح شدم و دیدم که تختی در آسمان قائم است و بر آن تخت نشینندهای. 3 و آن نشیننده، در صورت،...
-
فصل 3
شنبه 15 آبان 1400 13:52
1 و به فرشته کلیسای در ساردِس بنویساین را میگوید او که هفت روح خدا و هفت ستاره را دارد. اعمال تو را میدانم که نام داری که زندهای ولی مرده هستی. 2 بیدار شو و مابقی را که نزدیک به فنا است، استوار نما زیرا که هیچ عمل تو را در حضور خدا کامل نیافتم. 3 پس به یاد آور چگونه یافتهای و شنیدهای و حفظ کن و توبه نما زیرا...
-
فصل 2
شنبه 15 آبان 1400 13:51
1 به فرشته کلیسای در اَفَسُس بنویس که این را میگوید او که هفت ستاره را بدست راست خود دارد و در میان هفت چراغدان طلا میخرامد. 2 میدانم اعمال تو را و مشقّت و صبر تو را و اینکه متحمّل اشرار نمیتوانی شد و آنانی را که خود را رسولان میخوانند و نیستند آزمودی و ایشان را دروغگو یافتی؛ 3 و صبر داری و بخاطر اسم من تحمّل...
-
فصل 1
شنبه 15 آبان 1400 13:50
1 مکاشفهٔ عیسی مسیح، که خدا به او داد تا اموری را که میباید زود واقع شود؛ بر غلامان خود ظاهر سازد و بهوسیلهٔ فرشتهٔ خود فرستاده، آن را ظاهر نمود بر غلام خود یوحنّا: 2 که گواهی داد به کلام خدا و به شهادت عیسی مسیح در اموری که دیده بود. 3 خوشابحال کسی که میخواند و آنانی که میشنوند کلام این نبوّت را، و آنچه در این...
-
انجیل مرقس
شنبه 15 آبان 1400 13:45
-
فصل 16
شنبه 15 آبان 1400 13:41
1 پس چون سَبَّت گذشته بود، مریممجدلیّه و مریم مادر یعقوب و سالومه حنوط خریده، آمدند تا او را تدهین کنند. 2 و صبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاببر سر قبر آمدند. 3 و با یکدیگر میگفتند، کیست که سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاند؟ 4 چون نگریستند، دیدند که سنگ غلطانیده شده است زیرا بسیار بزرگ بود. 5 و چون به قبر...
-
فصل 15
شنبه 15 آبان 1400 13:40
1 بامدادان، بیدرنگ رؤسای کهنه با مشایخ و کاتبان و تمام اهل شورا مشورت نمودند و عیسی را بند نهاده، بردند و به پیلاطُس تسلیم کردند. 2 پیلاطُس از او پرسید، آیا تو پادشاه یهود هستی؟ او در جواب وی گفت، تو میگویی. 3 و چون رؤسای کهنه ادّعای بسیار بر او مینمودند، 4 پیلاطُس باز از او سؤال کرده، گفت، هیچ جواب نمیدهی؟ ببین...
-
فصل 14
شنبه 15 آبان 1400 13:39
1 و بعد از دو روز، عید فِصَح و فطیر بود که رؤسای کهنه و کاتبان مترصّد بودند که به چه حیله او را دستگیر کرده، به قتل رسانند. 2 لیکن میگفتند، نه در عید مبادا در قوم اغتشاشی پدید آید. 3 و هنگامی که او در بیت عَنْیا در خانهٔ شمعون ابرص به غذا نشسته بود، زنی با شیشهای از عطر گرانبها از سنبل خالص آمده، شیشه را شکسته، بر سر...
-
فصل 13
شنبه 15 آبان 1400 13:38
1 و چون او از هیکل بیرون میرفت، یکی از شاگردانش بدو گفت، ای استاد ملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارتهااست! 2 عیسی در جواب وی گفت، آیا این عمارتهای عظیمه را مینگری؟ بدان که سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد، مگر آنکه به زیر افکنده شود! 3 و چون او بر کوه زیتون، مقابل هیکل نشسته بود، پطرس و یعقوب و یوحنّا و اندریاس سِرّاً...
-
فصل 12
شنبه 15 آبان 1400 13:37
1 پس به مَثَلها به ایشان آغاز سخن نمود که شخصی تاکستانی غَرْس نموده، حصاری گردش کشید و چرخُشتی بساخت و برجی بنا کرده، آن را به دهقانان سپرد و سفر کرد. 2 و در موسم، نوکری نزد دهقانان فرستاد تا از میوهٔ باغ از باغبانان بگیرد. 3 امّا ایشان او را گرفته، زدند و تهیدست روانه نمودند. 4 باز نوکری دیگر نزد ایشان روانه نمود. او...
-
فصل 11
شنبه 15 آبان 1400 13:36
1 و چون نزدیک به اورشلیم به بیت فاجی و بیتعَنْیا بر کوه زیتون رسیدند، دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، 2 بدیشان گفت، بدین قریهای که پیش روی شما است بروید و چون وارد آن شدید، درساعت کرّه الاغی را بسته خواهید یافت که تا به حال هیچکس بر آن سوار نشده؛ آن را باز کرده، بیاورید. 3 و هرگاه کسی به شما گوید چرا چنین میکنید،...
-
فصل 10
شنبه 15 آبان 1400 13:35
1 و از آنجا برخاسته، از آن طرف اُردُن به نواحی یهودیه آمد. و گروهی باز نزد وی جمع شدند و او برحسب عادت خود، باز بدیشان تعلیم میداد. 2 آنگاه فریسیان پیش آمده، از روی امتحان از او سؤال نمودند که آیا مرد را طلاق دادن زن خویش جایز است. 3 در جواب ایشان گفت، موسی شما را چه فرموده است؟ 4 گفتند، موسی اجازت داد که طلاق نامه...
-
فصل 9
شنبه 15 آبان 1400 13:33
1 و بدیشان گفت، هرآینه به شما میگویم بعضی از ایستادگان در اینجا میباشند که تا ملکوت خدا را که به قوّت میآید نبینند، ذائقه موت را نخواهند چشید. 2 و بعد از شش روز، عیسی پطرس و یعقوب و یوحنّا را برداشته، ایشان را تنها بر فراز کوهی به خلوت برد و هیأتش در نظر ایشان متغیّر گشت. 3 و لباس او درخشان و چون برف بغایت...
-
فصل 8
شنبه 15 آبان 1400 13:32
1 و در آن ایّام باز جمعیّت، بسیار شده و خوراکی نداشتند. عیسی شاگردان خود را پیش طلبیده، به ایشان گفت، 2 بر این گروه دلم بسوخت زیرا الآن سه روز است که با من میباشند و هیچ خوراک ندارند. 3 و هرگاه ایشان را گرسنه به خانههای خود برگردانم، هرآینه در راه ضعف کنند، زیرا که بعضی از ایشان از راه دور آمدهاند. 4 شاگردانش وی را...
-
فصل 7
شنبه 15 آبان 1400 13:31
1 و فریسیان و بعضی کاتبان از اورشلیمآمده، نزد او جمع شدند. 2 چون بعضی از شاگردان او را دیدند که با دستهای ناپاک یعنی ناشسته نان میخورند، ملامت نمودند، 3 زیرا که فریسیان و همهٔ یهود تمسّک به تقلید مشایخ نموده، تا دستها را بدقّت نشویند غذا نمیخورند، 4 و چون از بازارها آیند تا نشویند چیزی نمیخورند و بسیار رسوم دیگر...
-
فصل 6
شنبه 15 آبان 1400 13:30
1 پس از آنجا روانه شده، به وطن خویشآمد و شاگردانش از عقب او آمدند. 2 چون روز سَبَّت رسید، در کنیسه تعلیم دادن آغاز نمود و بسیاری چون شنیدند، حیران شده گفتند، از کجا بدین شخص این چیزها رسیده و این چه حکمت است که به او عطا شده است که چنین معجزات از دست او صادر میگردد؟ 3 مگر این نیست نجّار پسر مریم و برادر یعقوب و یوشا...
-
فصل 5
شنبه 15 آبان 1400 13:29
1 پس به آن کناره دریا تا به سرزمین جَدَریان آمدند. 2 و چون از کشتی بیرون آمد، فیالفور شخصی که روحی پلید داشت از قبور بیرون شده، بدو برخورد. 3 که در قبور ساکن میبود و هیچکس به زنجیرها هم نمیتوانست او را بند نماید، 4 زیرا که بارها او را به کُندهها و زنجیرها بسته بودند و زنجیرها را گسیخته و کندهها را شکسته بود و...
-
فصل 4
شنبه 15 آبان 1400 13:28
1 و باز به کناره دریا به تعلیم دادن شروع کرد و جمعی کثیر نزد او جمع شدند بطوری که به کشتی سوار شده، بر دریا قرار گرفت و تمامی آن جماعت بر ساحل دریا حاضر بودند. 2 پس ایشان را به مَثَلها چیزهای بسیار میآموخت و در تعلیم خود بدیشان گفت، 3 گوش گیرید! اینک، برزگری بجهت تخم پاشی بیرون رفت. 4 و چون تخم میپاشید، قدری بر راه...
-
فصل 3
شنبه 15 آبان 1400 13:27
1 و باز به کنیسه درآمده، در آنجا مرد دستخشکی بود. 2 و مراقب وی بودند که شاید او را در سَبَّت شفا دهد تا مدّعی او گردند. 3 پس بدان مرد دست خشک گفت، در میان بایست! 4 و بدیشان گفت، آیا در روز سَبَّت کدام جایز است؟ نیکویی کردن یا بدی؟ جان را نجات دادن یا هلاک کردن؟ ایشان خاموش ماندند. 5 پس چشمان خود را بر ایشان با غضب...
-
فصل 2
شنبه 15 آبان 1400 13:25
1 و بعد از چندی، باز وارد کفرناحوم شده، چون شهرت یافت که در خانه است، 2 بیدرنگ جمعی ازدحام نمودند بقسمی که بیرون در نیز گنجایش نداشت و برای ایشان کلام را بیان میکرد. 3 که ناگاه بعضی نزد وی آمده مفلوجی را به دست چهار نفر برداشته، آوردند. 4 و چون بهسبب جمعیت نتوانستند نزد او برسند، طاق جایی را که او بود باز کرده و...
-
فصل 1
شنبه 15 آبان 1400 13:24
1 ابتدای انجیل عیسی مسیح پسر خدا 2 چنانکه در اشعیا نبی مکتوب است، اینک، رسول خود را پیش روی تو میفرستم تا راه تو را پیش تو مهیّا سازد. 3 صدای ندا کنندهای در بیابان که راه خداوند را مهیّا سازید و طُرُق او را راست نمایید. 4 یحیی تعمیددهنده در بیابان ظاهر شد و بجهت آمرزش گناهان به تعمید توبه موعظه مینمود. 5 و تمامی...
-
انجیل لوقا
شنبه 15 آبان 1400 13:21
-
فصل 24
شنبه 15 آبان 1400 13:18
1 پس در روز اوّل هفته، هنگام سپیدهصبح، حنوطی را که درست کرده بودند با خود برداشته، به سر قبر آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان. 2 و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند. 3 چون داخل شدند، جسد خداوند عیسی را نیافتند. 4 و واقع شد هنگامی که ایشان از اینامر متحیّر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند. 5 و چون...
-
فصل 23
شنبه 15 آبان 1400 13:17
فصل 23 1 پس تمام جماعت ایشان برخاسته، او را نزد پیلاطُس بردند. 2 و شکایت بر او آغاز نموده، گفتند، این شخص را یافتهایم که قوم را گمراه میکند و از جزیه دادن به قیصر منع مینماید و میگوید که خود مسیح و پادشاه است. 3 پس پیلاطُس از او پرسیده، گفت، آیا تو پادشاه یهود هستی؟ او در جواب وی گفت، تو میگویی. 4 آنگاه پیلاطُس...
-
فصل 22
شنبه 15 آبان 1400 13:16
1 و چون عید فطیر که به فِصَح معروف است نزدیک شد، 2 رؤسای کهنه و کاتبان مترصّد میبودند که چگونه او را به قتل رسانند، زیرا که از قوم ترسیدند. 3 امّا شیطان در یهودای مسمّیٰ به اسخریوطی که از جمله آن دوازده بود داخل گشت، 4 و او رفته با رؤسای کهنه و سرداران سپاه گفتگو کرد که چگونه او را به ایشان تسلیم کند. 5 ایشان شاد...
-
فصل 21
شنبه 15 آبان 1400 13:14
1 و نظر کرده، دولتمندانی را دید که هدایای خود را در بیتالمال میاندازند. 2 و بیوه زنی فقیر را دید که دو فلس درآنجا انداخت. 3 پس گفت، هرآینه به شما میگویم این بیوه فقیر از جمیع آنها بیشتر انداخت. 4 زیرا که همهٔ ایشان از زیادتی خود در هدایای خدا انداختند، لیکن این زن از احتیاج خود تمامی معیشت خویش را انداخت. 5 و چون...
-
فصل 20
شنبه 15 آبان 1400 13:13
1 روزی از آن روزها واقع شد هنگامی که او قوم را در هیکل تعلیم و بشارت میداد که رؤسای کهنه و کاتبان با مشایخ آمده، 2 به وی گفتند، به ما بگو که به چه قدرت این کارها را میکنی و کیست که این قدرت را به تو داده است؟ 3 در جواب ایشان گفت، من نیز از شما چیزی میپرسم. به من بگویید. 4 تعمید یحیی از آسمان بود یا از مردم؟ 5 ایشان...
-
فصل 19
شنبه 15 آبان 1400 13:11
1 پس وارد اریحا شده، از آنجا میگذشت. 2 که ناگاه شخصی زکّی نام که رئیس باجگیران و دولتمند بود، 3 خواست عیسی را ببیند که کیست و از کثرت خلق نتوانست، زیرا کوتاه قدّ بود. 4 پس پیش دویده بر درخت افراغی برآمد تا او را ببیند، چونکه او میخواست از آن راه عبور کند. 5 و چون عیسی به آن مکان رسید، بالا نگریسته، او را دید و گفت،...